عید ... !

خرید بک لینک
بسم الله الان ساعت 23:05 روز 14 شهریور 95 .............................................................ابجیم روبه روم نشسته و هرچی بهش میگم پاشو برو بالا میخوام فکر کنم نمیره !خودش میدونه وقتی میخوام فکر کنم باید تنها باشم وهچ بنی بشری دورم نباشه !یا مثلا عصر رفتم حرم و اب عید ... !...ادامه مطلب

ما را در سایت عید ... ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: شنبه 14 اسفند 1400 ساعت: 22:49

بسم الله الان ساعت 11:53 روز سی شهریور سال نودوپنج . الان که دارم تایپ میکنم ، ابجیم اینورم خوابه ودخترعموم اونور پسرعمو و داداش هم بالا خوابن و من نمیدونم چراباوجود اینکه ساعت چهرصبح خوابیدم ، ساعت نه بیدارشدم و خوابم نمیاد :/امروز روز عید غدیره و خب باید مثل همیشه درخونه باز باشه و مهمون بیاد اما بنا به عدم مهیا بودن شرایط خونه ، یه ورقه زدیمروی در خونه که به دلیل داشتن مهمان امسال برنامه ای نداریم عیدتان مبارک :دیو هرکدوم از همسایه ها که میان پشت در ، قبل ازاینکه بخوان زنگ عید ... !...ادامه مطلب

ما را در سایت عید ... ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 119 تاريخ: چهارشنبه 20 مرداد 1400 ساعت: 12:41

بسم الله الان ساعت 00:58 روز 23 خرداد 95 امشب شدیدا دلم گرفتهسیمهای دلم قاطی کردن و یه لحظه واسه کربلا دلشون تنگ میشه و یه لحظه بعد واسه مشهد و ....خیلی وقت بود نمینوشتم حالمو حال نوشتنو نداشتم مطلب قبلیم کاملا نشون میده ک ایمانم سسته سست ک هیچی ، ندارم اصن وگرنه اگه آدم امیدش به خدا باشه و خودشو رشد بده که مشکلات پودرش نمیکنن ...بدی من اینه که همه ی این چیزا رو میدونم میدونم فلان کار گناهه و انجامش میدم یعنی بدبختی محضه که آدم بدونه و عامل به خلافش باشه بدبخت اونی نیس ک نون شب نداره بخوره بدبخت منم که همش میگم من من من الان که مطلب قبلیم نگاه میک عید ... !...ادامه مطلب

ما را در سایت عید ... ! دنبال می‌کنید

برچسب: ارجعی الی ربک,ارجعی بشنود نور آفتاب,ارجعی الی ربک راضیه,ارجعی الی,شهید ارجعی,معنی ارجعی,شهیدان ارجعی, نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 21:39

پارسال ماه رمضون مقداریشو قم بودیم و مقداریشو روستا خونه مامان بزرگ سال قبلش هم همینطور ...برنامه ام توی ماه رمضونا اینجوری بود که افطار که می کردیم ، بعدش ظرفا رو باید من میشستم و خیلی طاقت فرسا بود !! هیشکی جز من نبود که بشوره البته اگه زن عموها از شهر اومده بودن روستا ، دیگه آزادی محض بود ...بعد از شستن ظرفا و دیدن دوتا فیلم با اون تلویزیون 24 اینچ مثلا ال سی دی خونه مامان بزرگ که فقط چهارتا شبکه رو میگرفت ، میرفتم توی اتاق کنار حیاط و از توی قفسه کتاب بابام یه کتاب ورمیداشتم و یه بالشت میذاشتم کنار پنجره و شروع میکردم به خوندن .... ! ساعت نزدیکای دواز عید ... !...ادامه مطلب

ما را در سایت عید ... ! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 21:39

الان ساعت 4:08 صبح نوزدهم ماه رمضون5 تیر 95 ..........................................خب رفتیم گریه هامونو کردیماشکامونو ریختیم اون وسطا که رسیدیم به یه نقطه انقطاع از هرچیزی ، یه سری حرفها و قول ها بین دلمون و خدا رد و بدل شد که تصور میکنیم از عمق وجود گفتیمشون و ....الان نه اشک هست نه روضه و نه هیچ چیز دیگه عادی سحری رو خوردیم منتظر اذان صبحیم الان که توی جو و فضا نیستیم باید تکلیف خودمونو روشن کنیم ...باید یه کفش آهنی بپوشیم و محکم کنین خودمونو از ایمان به قول هایی که دادیم که اگه اینجور نشه ، وضعمون بعد از ماه رمضون کم کم میرسه به همون چیزی که قبل از ماه رمضون بودیم . عید ... !...ادامه مطلب

ما را در سایت عید ... ! دنبال می‌کنید

برچسب: شب اول عروسی,شب اول قبر,شب اول ازدواج,شب اول قبر چگونه است,شب اول عروسی فیلم,شب اول عروسی چه باید کرد,شب اول عقد,شب اول ازدواج چه باید کرد,شب اول محرم,شب اول رجب, نویسنده: بازدید: 164 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 21:39

صفحه بندی